فرهنگ واژنامه پارسی

فرهنگ " واژه نامه پارسی" فرهنگی است که به ما کمک می¬کند که هرچه بهتر و بیشتر به " پارسی سره" بنویسیم و سخن برانیم و " پارسی-گویی" و " پارسی¬نویسی" را گسترش دهیم. این فرهنگ تنها به برگرداندن (ترجمه)، برابرسازی و جایگزین کردن واژه¬های بیگانه و تازی پرداخته است و به مانند دیگر فرهنگ¬ها، به واژه¬هایی که خود پارسی هستند نپرداخته و معنی نکرده است؛ از همین رو در این فرهنگ نباید به دنبال معنی و همنام واژه¬های پارسی گشت. از سویی من تلاش نکرده¬ام که برای همه واژه¬های بیگانه و تازی جایگزین و برابری را بیابم و بیاورم بلکه بیشتر واژه¬هایی که امروزه در زندگی روزمره مردم بیشتر روایی و کاربرد دارد را در فرهنگ واژه¬ها آورده¬ام؛ برای نمونه واژه¬هایی چون اتحاد، اتخاذ، اخطار و عابر را که در میان مردم کاربرد دارد، در این فرهنگ آورده شده ولی واژه ¬هایی چون اخفض، حنطه، انتفاخ و سعال را که در فرهنگ¬های دیگر فرهنگ نویسان آمده است ولی کاربردی در گفتار و نوشتار امروزی مردم ندارد، آورده نشده است. همچنین تلاش کرده¬ام که برای یک واژه، چندین معنی و جایگزین بیاورم تا هرکس در نوشته¬ها و کتاب خود به فراخور نیاز خویش یک کدام از آن واژه پارسی شده را برگزیده و به کار ببرد. البته گزینش بهترین جایگزین برای یک واژه بیگانه، بر دوش فرهنگستان ادب پارسی و ادب دوستان و خود مردم می¬باشد. چیزی که در برخی از فرهنگ¬ها بسیار دیده می¬شود این است که در معنی یک واژه بیگانه ، باز هم واژه بیگانه¬ای دیگر آورده شده است، مانند: مخاطب: طرف صحبت، طرف خطاب / رخصت: اذن و اجازه و گاهی هم در این فرهنگ ها تلاش شده برای یک واژه چندین معنی و همنام آورده شود که برخی خود واژه¬ای بیگانه و برخی فارسی هستند ولی خواننده شاید نداند که کدام واژه پارسی سره و کدام بیگانه است، مانند: عیان: ظاهر، آشکار، واضح، روشن / عداوت : بغض، خصومت، دشمنی، عناد، کینه ولی در این فرهنگ تنها معنی و برابر پارسی سره یک واژه آورده شده است.

۳ دیدگاه

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی مشخص شده اند.